(╯ಊ╰)اردو(>.
به نام نقش بنـــد صفحه ی خــاک
عــــذار افــــروز مــــه رویـان افـــــلاک
عبیـــر آمیــــز انفــــاس بهــــــــاری
زبــــــور آمـــــوز کبـــــــــک کوهساری
گـــهر بخشنــده ی ابـــر تتـق بنـتد
زر افشــاننــده ی صبـــح شـکر خنــد
خداوندی که در ذاتش علل نیست
جهان داری که در ملکش خلل نیست سلام اومدم یه خاطره تعریف کنم از اردوی امروزم الان همه فکر می کنین رفتم یه جایی بیرون از مدرسه اما خیر این اردو در مدرسه بود هممون بدون کتاب بودیم و حصیر پهن کرده بودیم با کلی خوراکی یه سریا هم دسبند و گوشواره و سر مدادی و کیف میفروختن که اتفاقا ازشون خریدم سه دسبند و یه گوشواره و یه سر مدادی به قیمت های 20 15 5 10 البته سر مدادی به صورت رایگان بود گوشواره هامو خیلی دوست داشتم چون هم قلب بود و هم پروانه قرمز هم بود هرچند رنگ قرمز و دوست ندارم اما خیی بهم اومد و الان در گوشمه😊من با دوست صمیمیم حصیر پهن کردیم خوراکی خوردیم بعدش رفتیم اش خوردیم که دوستم مثل اینکه دوست نداشت اما من عاشقش شدم و دو کاسه خوردم ولی دوستم میگفت تنده اش رو مادر زحمت کش یکی از دوستای دیگم درست کرده بود که واقعا اش خوبی بود و همین الان ازشون تشکر می کنم بابت این اش خوشمزه خلاصه با دوستم نشستیم در مورد مدرسه های ساله دیگه صحبت کردیم و بعدش من رفتم باالا وبازی کردیم و روی تخته نقاشی کشیدیم و بعدشم بچه ها کثیف کاری کرده بودن منم با کمک یکی از کلاس چهارمی های زحمت کش که تشکر می کنم ازشون حیاط مدرسه رو جارو کردیم





(╯ಊ╰)اردو(>.
